سرمربی : آقای حمید رضا ظهرآبی
کمک اول : آقای حسین سربرجی
کمک مربی و بدنساز : مجتبی معظمی
کمک مربی : آقای عباس جلیلی
کمک مربی : آقای جواد مهدی پور
مربی دروازه بان ها : آقا رضا میر
سرپرست : آقای سعید سرحدی
با مدیریت : آقای محمد محمد نژاد نغندر
شرکت در مسابقات لیگ دسته اول امید های باشگاه های مشهد
کسب مقام قهرمانی در رده جوانان دسته اول باشگاه های مشهد
شرکت در مسابقات لیگ دسته اول باشگاه های استان سوم جدول گروهی
یکی از بهترین و زیباترین روز زندگی ورزشی تیم ما در بازی آخر مسابقات قهرمانی جوانان مشهد رخ داد ، وقتی که به دلیل شرایط جدول در طول بازی ها سه تیم بخت قهرمانی داشتند ( سایپا ، پدیده و پرسپولیس ) تیم ما آخرین بازی را انجام میداد و تنها با برد با اختلاف 5 گل میتوانستیم قهرمان آن دور از مسابقات بشیم ، بازی آخر با در برابر تیم فولاد مشهد با هدایت آقای حمید کامل عباسی بود ، تیم خوب و سرحالی داشتند همه باور داشتیم که میتونیم بازی رو ببریم پس تلاشمون رو در اون باز با نواختن سوت داور شروع کردیم اما بازی برای ما هر لحظه سخت و سخت تر میشد نیمه ی اول با تلاش های هر دو تیم بدون گل تمام شد ، صحبت های بین دو نیمه و چهره ی بچه ها کمی نشان از خستگی داشت . نیمه ی دوم شروع شد و بعد از ده دقیقه فشارهای متوالی تیم ما به گل رسید انجاز اون آتش زیرخاکستر روشن شده بود ، تلاش بچه ها خیلی بیشتر شد ما هم از کنار هر طوری میتونستیم بهشون با بازی خوانی و روحیه دادن کمکشون میکردیم ، نگهان چند دقیقه بعد از گل ضربه ی هوشمندانه ی مهاجم فولاد گل اول را دریافت کردیم ، چند دقیقه نا امیدی و استراس به ما غالب شد ، من بعد از معترض شدن به داور از کنار زمین به سکوها اخراج شدم ، با تهییج کردن و نکات تاتکیکی از سوی سرمربی و مربیان کمی بچه ها فشار حملات رو زیاد کردیم ، ضد حملات خطرناکی به سمت دروازه ی ما زده میشد او روز مدافعین ما فوق العاده بودن بعد از خوردن گل ، انگار معجزه ای در حال رخ دادن بود ، ( اون سال عالی و پویا تمرین کرده بودیم و همزمان در لیگ امید های مشهد نیز برای کسب آمادگی های بیشتر شرکت کرده بودیم ، من خوش بخت بودم که در تیمی با کادری خوب و بازیکنان با فهم و عالی بودم ، از دقیقه 70 تا دقیقه 90 به طور معجزه آسایی 4 گل زدیم ، میتونم از بازیکنان ممنونم که تسلیم نشدن بازی 5 بر 1 به نفع ما بود اما ما هنوز یک گل میخواستیم وارد وقت اضافه شده بودیم ، تنش و هیجان به قدری بالا بود که اکثر افراد در ورزشگاه به تماشای بازی نشسته بودند ، 4 دقیقه وقت اضافه ، اون چهار دقیقه همه ی تیم یک صدا شده بودیم کاش بودید و ارتش ما رو میدید ، مصداق واقعی استقامت و پشتکار وانگیزه ، دقیقه 95 بازی یک خطای پشت محوطه ی هجده قدم روی بازیکن ما انجام شد ، کاپیتان تیم پشت توپ ایستاده بود هر لحظه ممکن بود داور سوت پایان بازی رو بزنه ، ( وقتی که از کنار زمین به سکو ها رفتم یکی از افراد حاضر در سکوی تماشاچیان دور و بر دقایق 70 با تماس تلفنی که انگار با یکی از افراد تیم پدیده بود بهش گفت آقا بهتون تبریک میگم پرسپولیس بازیشو باخته دیگه الان تا این دقیقه بازی هنوز یک یک مساوی شما قهرمان شدید ، من هم که این رو شنیدم ، هر چی توان داشتم گذاشتم برای روحیه دادن به بچه ها اون روز همه ی بازیکنانی هم که روی سکو بودند و در ترکیب 18 نفر نبودند انگار قلبشون با بازیکنان بود ، ضربه ی آزاد چسبیده به گوشه ی راست قوس هجده قدم ، یک حرکت انفجاری به سمت توپ یک شوت با ارتفاع کمر مدافعین از گوشه دیوار دفاعی و گل .... ، آری گل ، خدایا شکرت ، شگفت انگیز بود ، قابل وصف نیست این حس فوق العاده ، بازی را 6 بر 1 برنده شدیم ، بله با نهایت تعجب حاضرین بازی رو بردیم و به علاوه قهرمان این رقابت ها هم شدیم ، ممنون از همه ی همکارام و بازیکنان اون روز همه لذت بردند ، تیم فولاد هم جنگید و به خاطر این جنگیدنشون ممنون که خودش به ما حس رقابت داد . امیدوارم که این هیجانات مثبت رو تجربه کنین و رقم بزنین .

